زمان در پدیدایی اختلالات روانی
۲۳ تیر ۱۴۰۴
زمان مطالعه:
دقیقه

♦️ دیروز یا فردا؟

«زندگی با نگاه به آینده سپری و با نگاه به گذشته فهمیده می‌شود.»

هر روز که از خواب بیدار می‌شویم، احتمالاً با خود فکر می‌کنیم که امروز قرار است چه کارهایی را انجام دهیم یا تا پایان روز چقدر وقت داریم. شاید از انجام بعضی از آن کارها احساس کلافگی کنیم و برای انجام بعضی دیگر ذوق داشته باشیم.

وقتی روز به پایان می‌رسد، شب قبل از خواب شاید برای دقایقی در دغدغه‌ها و نگرانی‌هایمان از آینده‌های دور و نزدیک غرق شویم: چند روز آینده، چند ماه بعد یا سال‌های آتی. هر روزی که زندگی می‌کنیم و هر کاری که انجام می‌دهیم، طبیعتاً پشت آن هدفی وجود دارد و برای رسیدن به آن هدف تلاش می‌کنیم. این هدف می‌تواند لذت بردن باشد یا جاه‌طلبی‌های شخصی، دنبال کردن ارزش‌های والا و…
خلاصه اینکه ما زندگی را با نگاه به آینده سپری می‌کنیم.

غایت‌نگری (teleology) یک نگاه فلسفی ـ روان‌شناختی به زندگی انسان است که می‌گوید ما آدم‌ها با نگاه به آینده، اهداف و انتظاراتی که داریم، زندگی‌مان را شکل می‌دهیم، سبک زندگی خاص خود را ایجاد می‌کنیم و برای رسیدن به آن آینده یا هدف تلاش می‌کنیم. این نگاه به ما می‌گوید افق نگاه آدم‌ها کجاست و از این طریق آن‌ها را بشناسید.

درست است که ما برای رسیدن به آن چیزی که در ذهنمان است، رفتارها و زندگی‌مان را تنظیم می‌کنیم؛ اما سؤال اصلی اینجاست که آن چیزی که در ذهن ماست، از کجا آمده است؟

اینجاست که باید سراغ علت‌نگری (causality) برویم. بررسی علیت نقطه‌ی مقابل غایت‌نگری است و می‌گوید به‌جای آینده، باید در گذشته دنبال علت وقایع بگردیم. این نگاه به ما می‌گوید که درست است که اهداف ما و انتظارات ما از دنیا، رفتارهای ما را شکل می‌دهد، اما اینکه چه انتظاری از دنیا داریم یا چرا یک هدف خاص را انتخاب می‌کنیم، دلیلش را باید در گذشته‌ی افراد پیدا کنیم.

اینکه فردی تأسیس یک شرکت بزرگ چندملیتی را هدف خود می‌بیند، اما فردی یک زندگی ساده و معمولی را با خانواده انتخاب می‌کند؛ یا اینکه شخصی عمرش را فدای مبارزه برای ارزش‌های خاص زندگی‌اش می‌کند و فرد دیگری صرفاً دنبال به‌دست آوردن نفع مالی است، چیزی است که علتش را باید در گذشته و سابقه‌ی زندگی افراد پیدا کرد.

حتی لازم نیست آن‌قدر هم دور برویم. همین که چرا یکی از خواب بیدار می‌شود و احساس اضطراب می‌کند و دیگری ذوق درگیر شدن با چالش‌های آن روز را دارد، یا اینکه چرا یک اتفاق واحد مثل جنگ، در افراد واکنش‌های کاملاً متفاوتی (از ترس از دست دادن جان تا ذوق برای تداوم جنگ و نابودی طرف مقابل) ایجاد می‌کند، چیزهایی است که باید در گذشته‌ی آدم‌ها دنبال علتش باشیم. پس می‌توان گفت زندگی آدم‌ها با نگاه به گذشته درک و فهمیده می‌شود.

حتی ممکن است یک هدف و میل کاملاً مشابه (رسیدن به ثروت زیاد و شهرت) در دو آدم با باور بنیادین کاملاً متفاوت از هم وجود داشته باشد. وقتی که هدف یکی از رسیدن به ثروت، به‌دست آوردن قدرت است، دیگری هدفش کمک به مردم است و آن یکی صرفاً می‌خواهد پولدار و مشهور شود تا از احساس حقارتی که نسبت به خودش دارد فرار کند.

دنیای رفتار و زندگی ما آدم‌ها پیچیده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم، اما اگر خیلی ساده بخواهیم به آن فکر کنیم، می‌توان گفت که:

زندگی با نگاه به آینده سپری و با نگاه به گذشته فهمیده می‌شود.

ارسال دیدگاه